تبليغاتX
قدرت فکر و نگرش
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ناتوانی در اهداف

سلام ،  متنی که می خوانید بخشی از کتاب  راز شاد زیستن نوشته  اندرو متیوس است که از فصل چهارم – اهداف – معلولیت ها و ناتوانی ها  برگزیده شده است:

 هرگاه به توانایی خود برای موفقیت شک کردید به موانعی فکر کنید که دیگران به آنها چیره شده اند . به عنوان مثال « دموستنس » ناطق برجسته یونانی ، از چنان لکنت زبانی رنج می برد که به سختی می توانست حرف بزند . وی با دهان پر از ریگ تمرین حرف زدن می نمود و خود را در حالی مجسم می کرد که با مهارت در برابر یک جمع درحال سخنرانی است ، وی یکی از بزرگترین سخنرانان تمامی اعصار شد .

ناپلئون با هدایت ارتش پیروز خود در سراسر اروپا بر نقیصه بارز کوتاهی قامت فائق آمد .

آبراهام لینکلن در 31 سالگی در تجارت با شکست مواجه شد ، در 32 سالگی در انتخابات مجلس بازنده شد ، در 34 سالگی بار دیگر در تجارت شکست خورد ، در 35 سالگی همسرش را از دست داد ، در 36 سالگی دچار یک فروپاشی عصبی شد ، در 43 ، 46 ، و 48 سالگی در انتخابات کنگره و در 55 سالگی در انتخابات مجلس سنا شکست خورد ، در 56 سالگی برای تصدی معاونت ریاست جمهوری امریکا ناکام ماند و در 58 سالگی بار دیگر در انتخابات مجلس سنا شکست خورد ! اما سرانجام در 60 سالگی به ریاست جمهوری ایالات متحده برگزیده شد و امروزه از او به عنوان یکی از بزرگترین رهبران تاریخ جهان یاد می شود .

وینستون چرچیل دانش آموز فقیری بود که از لکنت زبان به ستوه آمده بود اما نه تنها در بیست و چهار سالگی برنده جایزه نوبل شد ، بلکه توانست یکی از نافذترین سخنرانان دوران اخیر گردد .

توماس ادیسون را از مدرسه یبرون انداخته بودند .

اطلس ، مردی که توانست ورزیده ترین اندام را برای خود بسازد ، در آغاز یک انسان ضعیف الجثه 43 کیلویی بود !

نظیر این افراد فراوان است ، نتیجه قطعی تمام این مثالها  باید این باشد که « مهم نیست از کجا آغاز می کنید مهم آن نقطه ای است که برای خاتمه بر می گزینید ! »  وقتی به معلولین و ناتوانان از این زاویه نگاه می کنیم و از زندگی آنها به عنوان محرک و سرمشقی برای زندگی و بهتر زیستن بهره می گیریم ، بیشتر به ارزشهای برجسته آنها پی می بریم .

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 19:9 | 
حکایت بانک زمان
                                           

آزادی

وقت طلاست!

حکایت بانک زمان:

 

تصور کنید حساب بانکی دارید که در ان هر روز صبح 86400 تومان به حساب شما واریز

می گردد و شما فقط تا اخر شب فرصت دارید تا همه پول ها را خرج کنید چون اخر وقت

حساب شما خود به خود خالی می شود .

در این صورت شما چه خواهید کرد ؟

البته سعی می کنید تا اخرین ریال را خرج کنید!

هر یک از ما یک چنین حساب بانکی داریم ؛ حساب بانکی زمان!

هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانیه واریز و تا پایان شب به پایان می رسد .

هیچ برگشتی در کار نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود.

ارزش یک سال را دانش اموزی که مردود شده ، می داند.

ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا اورده ، می داند.

ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه و .......................................

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 19:1 | 
بهشت و دوزخ

يكي بود يكي نبود مردي بود كه زندگي اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتي مرد همه مي گفتند به بهشت رفته است .آدم مهرباني مثل او حتما به بهشت مي رفت.

در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ي كيفيت فرا گير نرسيده بود.استقبال از او با تشريفات مناسب انجام نشد.دختري كه بايد او را راه مي داد نگاه سريعي به ليست انداخت و وقتي نام او را نيافت او را به دوزخ فرستاد.

در دوزخ هيچ كس از آدم دعوت نامه يا كارت شناسايي نمي خواهد هر كس به آنجا برسد مي تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.

چند روز بعد ابليس با خشم به دروازه بهشت رفت و يقه ي پطرس قديس را گرفت:

اين كار شما تروريسم خالص است!

پطرس كه نمي دانست ماجرا از چه قرار است پرسيد چه شده؟ابليس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده ايد و آمده و كار و زندگي ما را به هم زده.

از وقتي كه رسيده نشسته و به حرفهاي ديگران گوش مي دهد...در چشم هايشان نگاه مي كند...به درد و دلشان مي رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو مي كنند...هم را در آغوش مي كشند و مي بوسند.دوزخ جاي اين كارها نيست!! لطفا اين مرد را پس بگيريد!!

وقتي رامش قصه اش را تمام كرد با مهرباني به من نگريست و گفت:

((با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادي... خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند))

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 5:21 | 
‌پند و اندرز

چرا افراد خوش بین موفق ترند؟

 

«اگر قرار باشد جمله‌اي را انتخاب كنم تا با آن تمامي ‌پند و اندرزم را بيان كرده باشم، فقط خواهم گفت: هرگز نگــذار افكار بد به ذهنت راه يا‌بد!»          كنفوسيوس

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 20:20 | 
چهار قانون
اگر گام به گام پيش برويد، به هر چه بخواهيد مي‌رسيد:
حقيقت اين است كه هر نوع مهارتي را مي‌توان ياد گرفت، هر مشكلي را مي‌شود حل كرد و هر كاري را مي‌توان به نتيجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پيش برويد و كارهاي بزرگ را به قسمت‌هاي كوچك‌تر تقسيم كنيد. وقتي يك كار بزرگ را به چند مرحله كوچك‌تر تقسيم كنيد، انجام آن آسان‌تر مي‌شود و ديگر به نظرتان سنگين نيست. ما ناخودآگاه در بسياري موارد اين كار را انجام مي‌دهيم. مثلا وقتي قرار است يك شماره تلفن را به خاطر بسپاريم، اعداد آن را 3 تا 3 تا يا 2 تا 2 تا حفظ مي‌كنيم.
نكته مهم آن است كه اگر مي‌خواهيد ديوار بين خود و روياهاي زندگي‌تان را برداريد، بهترين كار آن است كه آجر به آجر پيش برويد تا به هدفتان برسيد.

اگر روش شما جوابگو نيست، آن را عوض كنيد:
دكتر اسپنسر جانسون، نويسنده كتاب چه كسي پنير من را برداشت، فرق بين آدم‌ها و موش‌ها را اين طور توصيف مي‌كند. وقتي يك موش حس مي‌كند تلاش‌هايش به نتيجه نمي‌رسد، روش خود را عوض مي‌كند، اما وقتي آدم‌ها حس مي‌كنند كاري كه انجام مي‌دهند به نتيجه نمي‌رسد، عصباني و خسته مي‌شوند و دوست ندارند روش خود را عوض كنند. حتي گاهي اگر كسي راهكار تازه‌اي را به آنها نشان دهد، حالت دفاعي به خود مي‌گيرند و مي‌گويند: «من هميشه اين كار را همين طور انجام داده‌ام. «يا» من آدمي اين مدلي هستم.» در اصل اين آدم‌ها از پذيرفتن راهكار تازه و انجام آن مي‌ترسند و حس مي‌كنند ترسشان به اين معناست كه ديگر روش‌ها اشتباه است.
هميشه آنچه به نظر ما طبيعي و صحيح به نظر مي‌رسد، در اصل محصول باورهايتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امكانات پيش رويمان يا تخمين صحيحي از توانايي‌هايمان است. اگر واقعا مي‌‌خواهيد در زندگي خود نتايج متفاوتي به دست بياوريد بايد از حصاري كه به منظور راحتي دور خود كشيده‌ايد، پا را فراتر بگذاريد و راهكارهاي متفاوتي را امتحان كنيد.

شكست وجود ندارد:
تنها شكستي كه در زندگي وجود دارد، اين است كه دست از يادگيري برداريد. جز اين‌ مورد هر نتيجه‌اي كه پيش رويتان مي‌آيد، بازتابي است كه به شما مي‌گويد آيا راهكار انتخابي شما را به هدف نزديك‌تر كرده يا دورتر. آدم‌هايي كه به اهدافشان مي‌رسند، يك خصوصيت مشترك دارند، آنها از شكست و اشتباه نمي‌ترسند، چون مي‌دانند هر اشتباه يا شكست فرصتي است براي يادگيري كه بايد از آن استفاده كرد شكست، لازمه ياد گرفتن است.

شما همين حالا در حال شكل دادن به آينده‌تان هستيد:
تفاوت بارزي كه ميان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، اين است كه افراد موفق در حال زندگي مي‌كنند اما افراد ناموفق در گذشته سير مي‌كنند. اگر دائم به گذشته بچسبيد، تمام زيبايي‌ها و فرصت‌هايي را كه زندگي در حال حاضر به شما ارزاني كرده از دست مي‌دهيد. اگر هم در حال زندگي كنيد بسرعت مي‌توانيد فرصت‌هاي رسيدن به اهدافتان را صيد كنيد.
مهم نيست در گذشته چقدر تلاش كرده‌ايد. هر لحظه از هر روز زندگي فرصت تازه‌اي است تا به خوشبختي و موفقيت نزديك‌‌تر شويد.
اگر بار ديگر ترس‌هاي قديمي و باورهاي محدودكننده مانع شادي و موفقيت شما شدند، آنها را در ذهن‌تان متوقف و در درون‌تان افكار مثبت و خوش‌بينانه را جايگزين افكار منفي كنيد. قدرت باورهاي مثبت آنقدر زياد است كه مي‌‌توانيد به كمك آنها از تمام لحظات زندگي پلي براي موفقيت بسازيد.

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 19:44 | 
تمركز بر خواسته ها

همواره بر خواسته هايتان تمركز كنيد اما به آنها نچسبید!. 

 اهدافتان را پررنگ و شفاف ببینید و هرگز آنها را فراموش نکنید تا به آنها برسید اما یادتان باشد به آنها نچسبید !! چون رهایی مهمترین ایستگاه فرایند جذب است . یک کشاورز تا زمانیکه به فکر داشتن مزرعه ای سبز باشد ، به آن نخواهد رسید . شرط رسیدن کاشتن و توکل و رهایی است . آنهم با نگرشی غنی و قانع و بصیر و آگاه . وقتی فكر مي كنيد كه دوست نداريد چیزی اتفاق بيفتد ! مثلا در فوتبال به گل خوردن می اندیشید ! چرا؟ ذهن انسان بر اساس تصويرهايي كه به او داده مي شود عمل مي كند . به خودتان مي گوييد : توپ را به تور بزن ! و تصوير كه به اين ترتيب به ذهن خود مي دهيد تصوير توپي است كه به تور برخورد كرده است و ذهن شما بر اساس اين تنها تصوير كه به آن داده ايد عمل مي كند ، توپ به تور مي خورد و مسبب آن خود شما هستيد .! ترس ، قاتل انسان است . چه در ورزش ، چه در مصاحبه استخدامي و چه در خلال يك سخنراني در یک تیم کاری !. وقتي بر چيزهايي تمركز مي كنيد كه از آنها مي ترسيد همين تصويرهاي ذهني خود ساخته ، مستقيما شما را به سوي حادثه مي برد . بر خواسته هاي خود تمركز كنيد و نه بر ترسهاي خود.

نکته :

مهم نيست كه از كجا آغاز مي كنيد مهم آن است كه چگونه به پايان مي رسانيد.

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 19:21 | 
قبول ایراد برای تغییر
 

 هیچ می دونید بیل گیتس چطوری بیل گیتس شد؟شانسی یا فرمولی بلد بوذ؟

بیل گیتس:

وقتی خبرهای ناخوشایند را نه به عنوان منفی بلکه به عنوان شواهدی برای نیاز به تغییر پذیرا شوید، مغلوب آن نمی شوید.از آن می آموزید.این کل کاری است که باید در نزدیک شدن به شکست هایتان انجام دهید و من اعتقاد دارم ، ما چیزهای زیادی درباره ناکامی های مایکروسافت میدانیم.

در دهه ۱۹۸۰ محصول صفحه گسترده چند منظوره ما نتوانست در مقابل لوتوس ۱-۲-۳ قد علم کند.ما نیمه دوم دهه ۸۰ را به کار بر روی پایگاه داده ای موسوم به اومگا سپری کردیم که سرانجام پروژه را در سال ۱۹۹۰ رها کردیم...ما استراتژی دراز مدتمان را در باره سیستم عامل را بر ساخت مشترک os/2با IBM بنا نهادیم،ولی آن پروژه پس از صرف صذها میلیون دلار و ساعتهای بی شمار در ۱۹۹۲ به انتها رسید...در اوایل دهه ۱۹۹۰ مجبور شدیم دستیار دیجیتال شخصی نیوتونی شکلمان را کنار بگذاریم چون تکنولوژی اش به اندازه کافی خوب نبود...در ۱۹۹۳ پروژه ای موسوم به "microsoft at work" داشتیم که فکر می کردیم باعث انقلابی در ماشینهای اداری از قبیل دستگاههای کپی و فکس میشود،ولی هرگز سازگار نشد...در اواسط دهه ۱۹۹۰ شوهای اینترنتی سبک تلویزیونی ما در MSN با شکست مواجه شدند.

سنگینی این شکستها می توانست مرا آنقدر افسرده کند که دیگر نتوانم کار کنم.در عوض من از چالشها و از این که می توانیم از خبرهای بد برای کمک به حل مسائل فردا استفاده کنیم خوشحالم.

حالا تو بگو:  بیل گیتس چطوری بیل گیتس شد؟شانسی یا فرمولی بلد بوذ؟

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 18:32 | 
برای رسیدن به اهداف همانند یک کوهنورد حرفه ای عمل کنید

براي طراحي و تدوين يک برنامه جامع مالي و شغلي براي سالهاي آينده، ابتدا بايد وضع فعلي و جايگاهي که در آن قرار داريم را شناسايي نموده  و سپس به دنبال پيدا کردن موقعيت هاي بهتر باشيم و به عبارتي ديگر ارزيابي کنيم که نسبت به پيرامون خود و احتمالاً اهداف از پيش تعيين شده قبلي، از چه موقعيتي برخوردار هستيم. آيا اهدافي را از قبل طراحي کرده ايم؟ اگر جواب ما مثبت است، آيا موقعيت خود را نسبت به پيرامون مان درست سنجيده ايم؟  براي روشن شدن مساله،  از يک مثال کمک مي گيريم. فرض کنيد شما مدتي است در حال بالا رفتن از يک کوه براي فتح قله آن مي باشيد که ناگهان مسير صعود را گم کرده و سرگردان به دنبال راه حل مي گرديد. در اينجا براي برداشتن گامهاي بعدي، بايد از دو منظر موقعيت فعلي خود را تجزيه و تحليل کنيد.

.

.

      متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 12:23 | 
زندگی بهتر با افکار مثبت
                                  

افکار از چنان قدرتي برخوردارند که مي توانند سازنده يا ويرانگر باشند، بنابراين بايد به خودمان بياموزيم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنيم تا در زندگي به موفقيت ها و کاميابي هاي بزرگي دست يابيم.

در اين مقاله به مرور راه هايي براي دست يافتن به افکار مثبت مي پردازيم.

.

.

.

         متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 11:59 | 
سخنان کوتاه اما عمیق و پر معنی
 

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی

که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد . . .


 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

باد می وزد …

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

|+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 17:50 | 
به خود آ

نه مرادم ، نه مريدم ، نه پيامم ، نه كلامم ، نه سلامم ، نه عليكم ، نه سپيدم ، نه سياهم ، نه چنانم كه تو گوئي ، نه چنينم كه تو خواني ، نه آنگونه كه گفتند و شنيدي ، نه سمائم ، نه به زنجير كسي بسته و بردۀ دينم ، نه سرابم ، نه براي دل تنهائي تو جام شرابم ، نه گرفتار و اسيرم نه حقيرم ، نه فرستادۀ پيرم ، نه بهر خانقه و مسجد و ميخانه فقيرم ، نه جهنم ، نه بهشتم ، چنين است سرشتم ، اين سخن را من از امروز نه گفتم ، نه نوشتم ، بلكه از صبح ازل با قلم نور نوشتم .

حقيقت نه برنگ است و نه بو ، نه به هاي است و نه هو ، نه به اين است و نه او ، نه بجام است و سبو ، گر به اين نقطه رسيدي بتو سربسته و در پرده بگويم ، تا كسي نشنود اين راز گهر بار جهان را .

آنچه گفتند و سرودند تو آني ، خود تو جان جهاني ، گر نهاني و عياني ، تو هماني كه همه عمر بدنبال خودت نعره زناني ، تو نداني كه خود آن نقطه عشقي ، تو اسرار نهاني ، همه جا تو ، نه يك جاي ، نه يك پاي ، همه اي ، با همه اي ، همهمه اي ، تو سكوتي ، تو خود باغ بهشتي ، تو بخود آمده از فلسفه چون و چرايي ، بتو سوگند كه اين راز شنيدي و نترسيدي و بيدار شدي ، در همه افلاك بزرگي ، نه كه جزئي ، نه چون آب در اندام سبوئي ، خود اوئي ، بخود آي ، تا بدر خانه متروكه هر كس ننشيني و بجز روشني شعشعه پرتو خود هيچ نبيني و گل وصل بچيني .

                                                                به خود آ

 

|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:3 | 
ملاصدرا:مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟
 

ملاصدرا می گوید:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها...
چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟

AGP0009447

 

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:10 | 
ویلون نوازی در مترو !

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش او را با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تئاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

وب سایت جاشوا بل: http://www.joshuabell.com/

 

عکس های جاشوا بل

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:58 | 
پازل کامیابی و ثروت

پازل شمارۀ 1: هدف

ضرورت داشتن هدف

    به جای داشتن یک برنامه ذهنی، مُشتی خیال و آرزوی مــبهم، بهتر است که برای پیشرفت و ترقی شخصی، .................................................................

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:35 | 
ثروتمندترین ادم دنیا
 

                                    چطور میتوان ثروتمندترین ادم دنیا شد؟

متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 14:32 | 
پیش داوری...

فرض کنید

 به شما

 (انسان ساده . فیلسوف. بازاری.محقق.سیاسی. دانشمند... )

 این امکان را میدهند که یک رئیس برای کل دنیا انتخاب کنید !.....................................

...........................

بسیار جالب و روشنگر(متن کامل در ادامه مطلب)

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:25 | 
امروز.فردا
                                               SIP2013186 - Hand with thumb down

 

آدمي ساخته افكار خويش است .فردا همان خواهد شد كه امروز انديشيده است.

        موريس مترلينگ

                                                  CLP1106866 - Young woman leaning out of car window

|+| نوشته شده توسط رضا در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 13:2 | 
نوروزتان پیروز
               نوروزتان پیروز

  

    بهترین نگرش و بهترین روزها و بهترین سال تا به امروز و استارت برای اوج با شکوه

                                             

                                                 ۸۸ پر صلابت و سلامت مبارک

 

|+| نوشته شده توسط رضا در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 13:41 | 
مواظب باشید

مواظب باشید با قانون جذب، غیر مثبت ها را جذب نکنید.

در قانون جذب صریحا تاکید می شود که اگر به سمت منفی ها نگاه کنی و روی آن ها متمرکز شوی شوربختی و ناکامی نصیبت می شود و اگر چهره ات رابه سمت مثبت ها برگردانی خوشبخت و کامروا می شوی و اتفاقا جذابیت قانون جذب هم به همین دافعه نداشتن آن است.

 تنها فرقی که بین قانون جذب مورد استفاده فقیران و انسان های مفلوک ، با قانون جذب افراد موفق وجود دارد شکل استفاده از این قانون است. آدم های موفق توجه و تمرکز خود را به سمت نکات مثبت و امید بخش و شادی آفرین هدایت می کنند و در نتیجه خوشبختی و شادی روزافزون نصیب شان می شود و آدم های شوربخت و ناکام سمت توجه خود را روی جنبه های منفی و ناخوشایند زندگی بر می گردانند و روز به روز به فلاکت و بدبختی شان اضافه می شود.

 قانون جذب قانون فوق العاده قدرتمندی است با همان قدرتی که می تواند کلبه شما را از ماهی های خوشمزه قزل آلا پر کند با همان قدرت می تواند تمام سقف و کف و در و دیوار کلبه شما را از تمساح های رنگ و وارنگ پر کند.باید هم چنین باشد به راستی وقتی کی نفر به قصد یافتن تمساح به مرداب می رود و تمام وقت و شب و روز خودش را به تماشای تمساح ها می پردازد و همه طعمه ها و قلاب های خود را هم به سمت تمساح ها پرتاب می کند آیا نباید انتظار داشته باشد که تمساح شکار کند و در دراز مدت تمساح های مرداب های اطراف به سمت کلبه او کوچ کنند؟

 

|+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 13:13 | 
قانون جذب موفقیت

شاید خودتان متوجه نباشید اما همین حلا نیرویی بسیار عظیم در زندگی شما مشغول به کار است که این نیرو قانون جذب نام دارد . این قانون مردم مشاغل و وضعیت های مختلغ را به سوی زندگی شما جذب می کند.

اگر کاربرد این قانون را ندانید همه این چیزها نمی تواند برای شما جنبه مثبت و مفید داشته باشد. اگر احساس می کنید در حال حاظر زندگی تان بر وفق مرادنیست وقتش رسیده که در مورد قانون جذب بیشتر بدانید.

تا به حال متوجه شده ای که یک دفعه به فکر کسی می افتی و آن فرد همان موقع به تو زنگ می زند و یا این که به خیال خودت از روی خوش شانسی شغل یا زوج دلخواه خودت را پیدا.............................

متن کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 13:4 | 
یکسال دیگه گذشت
سلام

داشتم فکر میکردم که داره سال ۸۷ هم تموم میشه و چه زود!!!!

راستی هر کدوم امسالمونو چطوری گذرروندیم و واقعا در جهت رشد و موفقیت قدم برداشتیم؟ چقدر موفق بودیم و نمره چند به خودمون میدیم؟

اگه دوباره همین فرصتهائی که برامون پیش اومد رو داشتیم چه کارهائی رو میکردیم که نکردیم و ازشون غافل بودیم؟ فکر میکنین چقدر فرصت دیگه برای رسیدن به هدفامون و یه چیزی شدن داریم؟ چقدر زمان داریم بعد از اینکه به هدفامون رسیدیم ازشون لذت ببریم؟عزیزامون اون موقع چقدر میتونن از این موفقیت ما استفاده کنن و ایا مطمئنیم که همشون مثل الان هستند و اونقدر سالم که ..............؟

فکر میکنیم پارسال راجع به امسالمون چی فکر میکردیم و چقدر پیشرفت تو زندگیمون رو انتظار داشتیم؟

با این سرعت پیشرفت و یا(پسرفت)؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من فکر میکنم باید تصمیم جدی بگیرم و چند برابر یه ادم معمولی بجنبم.چون نه زیاد وقت دارم و نه میخوام معمولی باشم. تو چطور؟(سال دیگه این موقع چه کارنامه ای دستمه خدایا؟ تو که برام خواستی فقط باید همت کنم و بخوام و بجنبم از همین حالا)

پیشاپیش سال جدید رو تبریک میگم و امیدوارم که بهترین ها رو بخواهیم و داشته باشیم

COP0029130CCP0000543

|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 15:25 | 
کاش
 

کاش در کتاب قطور زندگی ، سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی...

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چیزی که به زندگی شور وهیجان می بخشد تعقیب است نه تسخیرِ-راه راست است نه مقصد-تلاش است نه کامیابی

|+| نوشته شده توسط رضا در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 12:10 | 
صف زندگی
                                                  PHP3051331

یک سوال :

 اگر زندگی مثل یک رستوران سلف سرویس باشد که همۀ چیزهای خوب در جلو منتظر شماست ، چطور خودتان را به جلوی صف میرسانید؟

.

.

.

.

. 

جواب سوال ساده است و از دو قدم تشکیل میشود:

1-   وارد صف بشوید. خیلی عجیب است که چه تعداد زیادی از مردم میخواهند به جلوی صف زندگی برسند و همۀ کسانی که پیشتر به جلوی صف رسیده اند را تحسین میکنند ، اما بلند نمیشوند و خودشان وارد صف نمیشوند.

2-   در صف بمانید. وقتی تصمیم گرفتید که در رشتۀ خودتان بهترین بشوید ، وارد صف بشوید و در صف بمانید. قدم به قدم پیش بروید. هر روز ، هر هفته و هر ماه یک مهارت و توانایی جدید در خودتان ایجاد کنید که شما را پیش ببرد و خیالتان راحت باشد که به این ترتیب جلوی صف رشتۀ کاریتان میرسید.

اگر فقط وارد صف بشوید و در صف بمانید ، هیچ چیز در دنیا نیست که بتواند جلوی شما را در تبدیل شدن به یکی از بهترین و پر درآمد ترین افراد دنیا بگیرد

گزیده ای از سخنان برایان تریسی

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 و ساعت 17:14 | 
نکته
                                           AYP1705476

داستايوفسکي يکي از نويسندگان بدبين که توي آخراي عمرش خوشبيني البته نه از نوع شوپنهاوري رو درک کرد يک روزي توي همون روزهاي بدبيني اش حرف خيلي خوبي زده و گفته
آدمي تا آخر عمر خوشبخت نيست مگر کسي که از همين الان احساس خوشبختي کند ، و تا پايان عمر خوشبخت خواهد بود....

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

                 COP0055570                        

با سلام

بعضی دوستان می پرسن چرا کم اپ میکنم در جواب باید بگم :  اگه یه وبلاگ بیشتر از ۲سال بنویسه و نظر کم باشه و تا حدی که ندونی مخاطبینت چه کسائی هستند و کدوم موضوع ها رو دوست دارند به نظر شما میشه مثل همیشه اپ هر روزه داشت ؟

من دوست دارم اینجارو با خوانندگانم بسازم و داشته باشم. 

منتظر همه نظرها هستم

                                       OJP0012248

|+| نوشته شده توسط رضا در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 13:50 | 
رقص
                                   COP0059322

آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران پیداست
ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست

                                                     FAN2046954

|+| نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 17:18 | 
رسیدن به موفقیت
شرط رسیدن به موفقیت این است که ابتدا باور کنیم که می توانیم موفق شویم . اعتقاد درونی به اینکه شما قدرت انجام کاری را دارید و لیاقت رسیدن به هدف را هم دارید ضامن موفقیت شماست . 
بزرگترین مسئله که اکثر ما گرفتارش هستیم این است که در وجودمان آتش عشق و علاقه شعله ور نیست هیچ چیز مانع موفقیت یک انسان مشتاق و علاقمند نیست .
اگر بتوانید ایمان بیاورید همه چیزبرایتان ممکن می شود به خدا ایمان آورید نه فقط در ظاهر بلکه با اطمینان به او به عنوان راهنمای خود اعتقاد آورید .

راههای رسیدن به موفقیت :

1- تفکر مثبت داشته باشید ، « دکترنورمن پیل » می گوید : افکار خوب و مثبت همچون تابش نور خورشید بر اتاقی تاریک است که همه جا را روشن می کند .

2- باور و ایمان داشته باشید ، همیشه آن چیزی اتفاق می افتد که شما واقعاً باورش دارید . این یک حقیقت است . پس باید باورهای محدود کننده ای که مانع موفقیت شما هستند را شناسایی کنید و آنها را از بین ببرید

3- هر روز منتظر اتفاق خوبی باشـید ، اگر انتـظار وقـوع چـیزی را داشته باشـید آن چـیـز به وقـوع می پیوندد .

4- افکارتان را کنترل کنید ، موفقیت ازطریق کنترل کامل افکار ، اعمال به وجود می آید .

5- تلاش و پشتکار داشته باشید ، همۀ موفقیتها و رؤیاهای ما در گرو سخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد .

6- صبور باشید ، ما همواره دوست داریم هر چه زودتر به ارزو هایمان برسیم ، به همین دلیل است که در زندگی مان بی قراریم .
 
7- به دیگران کمک کنید . شما تنها در صورتی حقیقتاً خوشبخت و موفق خواهید بود که احساس کنید به دلیل خدمت به دیگران انسان با ارزشی هستید .

8- ذهن خود را از تردید و ترس رها کنید و تصور کنید هیچ محدودیتی ندارید .

9- به بهترین چیزها فکر کنید .

10 - تصویر آن چه را می خواهید در زندگی بیرونیتان داشته باشید ، بسازید .

11- شور و شوق داشته باشید ، « فرانک بتگر » نویسندۀ کتاب چگونه در فروش از ناکامی به کامیابی رسیدم می گوید : شخص قادر است هر وقت بخواهد سرنوشت خود را عوض کند و آن موقعی است که تصمیم بگیرد و در کار خود شوق و حرارت به خرج بدهد .

12- از خودتان تصویر خوبی در ذهن داشته باشید

13- از اشتباهات گذشتۀ خود پند بگیرید و پیش بروید .

14- به خودتان اطمینان داشته باشید ، آنگاه خود را دوست خواهید داشت .

15- مسئولیت کامل زندگی و آنچه را برایتان پیش می آید به عهده بگیرید .

16- همواره ببخشید و فراموش کنید ، اما بگیرید و به خاطر بسپارید .

17- با افراد موفق ارتباط برقرار کنید .

18- هدف خود را از نظر دور نکنید و همیشه آن را جلوی چشم داشته باشید .

19- در زمان حال زندگی کنید ، هر روز به خاطر همان روز زندگی کنید .

20- در هر کار فقط برای همان کار فعالیت کنید .

21- با افراد باانگیزه و با روحیه همنشینی کنید .
 
22- در کارهای اجتماعی مشارکت داشته باشید .

23- همیشه به دنبال ایدۀ بزرگی باشید ، که زندگی تان را تغییر خواهد داد .

24- شهامت داشته باشید : همان شوید که می خواهید تنها در این صورت است که می توانید .

25- استقامت داشته باشید : حضرت محمد (ص) فرمود ه اند : خداوند با کسانی که در برابر مشکلات پایداری می کنند .
 
26- شکرگزار باشیم : وقتی شکر می کنیم روح عالم در ما ایجاد انرژی می کند و آن انرژی موهبت های بعدی را به طرف ما جذب می کند
|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 23:38 | 
راز قدرت.!

مهم نیست از کجا آغاز می کنید !! مهم این است که چگونه به پایان می رسانید!!

هدف برای فرد یا تیم بهترین راهنما و هدایتگر است اما تا بحال  فکر کرده اید ؟چه وقت اعضای یک تیم کاری ، از کار خود لذت بیشتر خواهند برد؟  لطفا نگین !!وقتی پای یک جایزه بزرگ یا پورسانتی عالی در میان باشد؟!  الزاما خیر!! اتفاقا اگر شناخت کافی نباشد جایزه کار را بدتر می کند!  وقتی پای جایزه ، برای یک تیر انداز ماهر در میان باشد! دستانش به رعشه می افتد! ؟ بهترین پنالتی زنها در حساسترین بازیها ، پنالتی را ناباورانه به بهترین وجه به بیرون زده اند ! چرا؟  واقعا ؟ چرا هر وقت کاری  را جدی می گیریم ، دستامون به رعشه می افتد؟ چرا وقتی کتابی را برای نمره ،میخوانیم کمتر چیز یاد می گیریم ؟ وقتی تیر انداز فقط به بردن می اندیشد و نه تیر انداختن ! متاسفانه قدرتش می خشکد. ! آدمهاییکه ، تعطیلات آخر هفته خود را در سرما و گرما در ورزشگاه می گذرانند ! قطعا به چیزی بیشتر از یک بازی صرف می اندیشند. بودن با تیمهای موفق علاوه بر  لذت فراوانی که دارد ، آموزگاریست که قدرتهای فردی ما را به ما گوشزد می کند. بعضي از چيزهايي كه ياد مي گيريم از اين قرارند:....................................................................

متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه سی ام آبان 1387 و ساعت 23:33 | 
داستان موفقیت
                                             داستان موفقیت شما چیست؟

این بخش در اختیار کسانی است که در گذشته دچار افسردگی یا شکست بوده و توانسته‌اند به شیوه‌های  مختلف بر این مشکل خود غلبه کنند و مایلند تجربیات خود در این مورد را با دیگر بازدیدکنندگان سایت به اشتراک گذارند. هدف از راه‌اندازی این بخش، ایجاد انگیزه مثبت در مبتلایان به افسردگی و اضطراب برای مقابله و فائق آمدن بر مشکلات خود است.
داستان‌های خود را (با نام واقعی یا مستعار) در قسمت نظرات برای ما ارسال کنید.
در صورتی که تمايل داريد ديگران با شما در ارتباط باشند، نشانی پست‌الکترونيک (email) خود را نيز درج نماييد.

 

                                            OJP0006276

|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 10:53 | 
10 قانون موفقيت در زندگي

اين مقاله حاصل تأملات و تجارب يك روانشناس باليني در مورد اصول و يا قواعد لازم براي رسيدن به اهداف و خواسته‌ها است.

۱ - چيزي را كه خواهان آن هستيد، يا موفق به كسب آن مي‌شويد ................................

متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 و ساعت 10:10 | 
راه‌هاي رسيدن به موفقيت
                        روشي كاملاً مؤثر در برنامه‌ريزي موفقیت      

متن کامل در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط رضا در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 2:35 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar